ایجاد حساب کاربری

*

*

*

*

*

*

رمز عبور را فراموش کرده اید ؟

*

بازدیدگنندگان گرامی، بخش دانلود موسیقی به سایت اضافه شد.

به کانال تلگرام ما بپیوندید:

آموزش راستگویی و صداقت به کودک (دکتر برتراند راسل)

آموزش راستگویی و صداقت به کودک

 

آموزش صداقت و راستگویی به کودک باید سرلوحه تعلیمات اخلاقی قرار گیرد، آن هم نه تنها راستگویی و صداقت در گفتار، بلکه راستگویی و صداقت در فکر و روح. من افرادی را می شناسم که ناخودآگاه دروغ می گویند و سپس سعی می کنند که خود را تبرئه کنند. کسی که عادت به صداقت و راستگویی کرد، دروغ گفتن را غیر ممکن می داند. باید گفت خیلی کم پیش می آید که اصلا به دروغ گفتن نیاز پیدا کند.

 

یکی دیگر از علل دروغ ترس است. کودکی که بدون وحشت بزرگ شده باشد، دروغ نمی گوید. نه برای آن که اصول اخلاقی را مراعات کند، بلکه خود به خود احتیاج به دروغ را حس نکرده است. کودکی که درست تربیت شده باشد و محبت را حس کرده باشد، در افکارش حقیقت و راستگویی وجود دارد. کودکانی که خلاف این اصل بار آمده باشند، ممکن است دروغ بگویند. دروغ گفتن را کسی به انسان یاد نمی دهد. کودک وقتی بزرگ شد از ترس برای نجات خود، دروغ گفتن را آغاز می کند و اغلب این کار را بزرگ تر ها به او یاد می دهند و به همین جهت باید با کودک صادق و رو راست بود وگرنه کودک دروغ می گوید. آن هم نه به خاطر آن که می داند دروغ بد است و نباید گفت.

اگر می خواهید کودکتان را صادق تربیت کنید به چند نکته باید توجه داشته باشید. در تمامی کودکان قوه حافظه ضعیف است. وقتی از او سوالی بکنیم ممکن است او جواب آن را آن طور که بزرگترها می دانند نداند. مثلا کودک تا چهار سالگی تفاوت بین امروز و فردا را نمی داند و جواب هایی که می دهد نمی تواند کاملا صحیح باشد. یا حتی ممکن است بعضی اوقات داستان های خیالی بگوید. مثلا بگوید که در حیاط پشتی خانه یک شیر وجود دارد. او به هیچ وجه قصد دروغ گفتن ندارد فقط می خواهد بازی کند. به همین دلایل اغلب در گفته های کودکان کوچک حقیقت وجود ندارد، ولی این دروغ گویی هم نیست. کودک با تجسمات و تخیلات خود چیزهایی را می سازد که حقیقی نیست ولی دروغ هم نیست.

به یاد دارم که یک روز به کودکم گفتم که زیاد شکلات نخورد وگرنه مریض می شود. او شکلات زیاد خورد و مریض شد و به مادرش گفت: «بابا گفت مریض شو و من هم شدم.» او بعد از ناخوشی کاملا از ما پذیرفت که چه غذاهایی خوب است و چه غذاهایی بد، بدون آن که لازم باشد او را تنبیه کنیم یا بترسانیم. همیشه به یاد داشته باشیم که در اوایل کودکی بچه، باید با محبت و حوصله با وی رفتار کنیم.

پدر و  مادر گرامی، کودکان در یک سنی دوست دارند شیرینی بدزدند، بعد بگوید که ندزدیده است. وقتی پدر و مادری می بینند که بچه دروغ می گوید باید اول خود را به جای او بگذارند و درک کنند که چرا دروغ می گوید و بعد خیلی آسان است که به بچه بفهماند دروغ گفتن بد است و لازم نیست. پدر و مادر باید سعی کنند دلایلی که باعث دروغ گفتن کودک می شود را از میان بردارند تا به دروغ گفتن عادت نکند. تنبیه و شدت عمل هیچ فایده ای جز ایجاد ترس بیشتر که خود علت دروغ گفتن است ندارد.

اگر می خواهیم که کودک دروغگو بار نیاید، حقیقت گویی کامل به کودک یکی از مسائل اصلی است. پدر و مادری که به کودک می گویند دروغ بد است و خودشان در حضور کودک دروغ می گویند به گونه ای که کودک متوجه این موضوع می شود، به کلی قدرت خود را در مقابل کودک از دست می دهند. عقیده حقیقت گفتن به کودک را کمتر کسی قبول دارد. من یقین دارم آدم و حوا هیچ وقت حقیقت را به بچه های خود نگفتند و حتما گفتند که ما هیچ وقت چیزی را که برایمان خوب نباشد نمی خوریم!

گاهی رفتار پدر و مادر هم با کودک از روی حقیقت نیست مثلا خود را عصبانی نشان می دهند، یا دعوا می کنند ولی در حقیقت همه این ها به خاطر تربیت اوست. پدر و مادر نمی دانند وقتی دروغی به کودک می گویند، کودک با همان فکر کوچک خود می فهمد که به او دروغ گفته اند ولی آیا این دروغ برای چه و به چه علت و دلیل بوده است و آیا لازم بوده یا نه، او این ها را نخواهد فهمید. پس از نظر او پدر و مادرش دروغ گفته اند. باید دانست کودکی که پدر و مادرش را خطاکار دانست و فهمید خلاف آن چه را که به او به عنوان اخلاق آموخته اند خودشان انجام می دهند، دیگر آن ها را دوست نخواهد داشت و از آن ها اطاعت حقیقی نخواهد داشت.

من خودم خوب به یاد دارم وقتی کودک بودم و این رفتار را از پدر و مادرم می دیدم رنج می بردم و حتی می گفتم اگر بچه دار شوم با او این کار را نخواهم کرد و تا به امروز به حرف خود وفادار مانده ام.

یکی دیگر از دروغ هایی که اگر به کودک گفته شود برای او خطرناک است، تهدید کردن اوست بدون آنکه قصد انجام آن را داشته باشید. دکتر بالارد در کتاب «عوض کردن مدارک» خود نوشته «کودک را تهدید نکنید مگر آنکه واقعا قصد تنبیه داشته باشید.» وقتی به کودک می گویید اگر این کار را بکنی تو را خواهم کشت و او باز آن کار را تکرار می کند و اتفاقی نمی افتد، او به کلی احترام و اعتقاد و محبتش را از شما سلب خواهد کرد. درباره کاری که مهم نیست به کودک اصرار نکنید و او را منع نکنید ولی اگر این کار را کردید دیگر توقف جایز نیست. او را تهدید به تنبیه نکنید، مگر اینکه تنبیه واقعا صورت گیرد. البته اجرای این کار به دست اشخاص بی سواد و نادان کار بسیار خطرناکی است زیرا آن ها معمولا کودک را از چیزهایی می ترسانند و به آن چیزها تهدید می کنند مثل زندانی شدن، تحویل پلیس دادن و یا کشتن. این کار کودک را هم بی اعتنا به قوانین می کند و هم ترسو و عصبانی بار می آورد. وقتی شما با اصرار کاری را از کودک می خواهید و بعد او می فهمد که می تواند آن کار را انجام ندهد فکر می کند ایستادگی کردن در مقابل قوانین نتیجه مثبت خواهد داشت و اطاعت، فلسفه دروغی بیش نیست. در این حالت، شرط اصلی آن است که برای انجام کاری به کودک زیاد اصرار نکنید مگر آنکه واقعا لازم باشد و خودتان نیز به آن معتقد باشید.

یکی دیگر از کارهای دروغی که برای کودک بسیار بد است، رفتار با اشیای بی جان است چنان که گویی جان دار است. اغلب پرستاران یا مادران وقتی کوک به صندلی و یا میز اصابت می کند و آسیب می بیند صندلی یا میز را می زنند و آن را دعوا می کنند. این کار اطاعت طبیعی کودک را از بین می برد و کودک چون خیلی زود می فهمد که آن اشیاء چیزی نمی فهمند و ساخت دست دیگران اند، عقیده اش از بزرگترها سلب می شود و احترامش به صنعت و مهارت کمتر می گردد.

دروغ گفتن درباره مسائل جنسی یکی از کارهای بسیار خطرناک است. ممکن است جواب دادن به آن سوال مقدور نباشد ولی می شود گفت الان موقع این حرف ها نیست. در این باره کودک سوالات زیادی می کند. بعضی از آن ها جواب دارند و بعضی نیز ندارند. بعضی از جواب ها مقتضی سن او نیست ولی در هر صورت سوالات کودک را بدون جواب نباید گذاشت. و جواب دروغ و یا نادرست نباید به او داد. اگر بچه راجع به مذهب سوال می کند صمیمانه آن چه را خود به آن معتقد هستید را به او بگویید.

اگر راجع به مرگ سوال می کند، جواب صحیح بدهید. حتی راجع به مسائل مهم تر مانند جنگ یا سیاست سوال پرسید، جواب باید داد. هرگز به او نگویید تو الان کودکی و نمی فهمی مگر در مسائل علمی مثل برق یا امثال آن که می توان گفت این کار معلوماتی نیاز دارد که تو هنوز نداری.

نه بیشتر از آن چه که کودک می تواند درک کند به او بگویید و نه کمتر. زیرا آن چه را که بفهمد باعث می شود که کنجکاوی اش تحریک و هوش اش بیشتر شود و تمایل به مسائل علمی در او بیدار شود.

خلاف حقیقت به کودک گفتن اعتماد او را به کلی از بین می برد. کودک هر چه را که بزرگ تر ها به او بگویند به آسانی قبول می کند. وقتی گفته آن ها درست باشد اعتماد کودک زیاد می شود. درست مانند زمانی که من به کودکم گفتم شکلات زیاد خوب نیست و باعث مریضی می شود، وقتی او دید حقیقت داشت و مریض شد، حرف های دیگر مرا نیز به آسانی قبول می کند. ولی اگر شما کودک خود را تهدید به کارهایی کردید که حقیقت نداشت یا او را از کاری منع کردید و او بعدا فهمید که می شود به آسانی آن کار را کرد و اتفاقی هم نخواهد افتاد، کودک دچار یک حالت عصبانی و غیر مطمئن و بی اعتمادی خواهد شد.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که پر از فریب و دغل است. تربیت کردن کودک به طوری که دغل نباشد کار بسیار دشواری است و شاید راستگویی و صداقت در جامعه ای که همه دروغ می گویند یک نوع ضعف است ولی من این ضعف را ترجیح می دهم.

می گویند چرا ما می خواهیم کودک را راستگو و صادق و با عزت نفس تربیت کنیم در صورتی که می دانیم این صفات باعث عقب ماندگی و عدم موفقیت او خواهد شد، من شخصا ترجیح می دهم کودک خودم در گفتار و رفتارش راستگویی و صداقت داشته باشد ولو اینکه در جامعه موفقیت زیادی کسب نکند. بنده اعتقاد دارم او از این مسائل اخلاقی بالاخره نتیجه خود را خواهد گرفت.

 

منبع: آموزش و زندگی بهتر، برتراند راسل، ترجمه ناهید فخرایی

 

همچنین مطالب زیر را مطالعه نمایید:

 

آیا همه کودکان از نظر استعداد و قدرت فراگیری یکسان هستند؟
چگونه بچه ها را به علم و دانش علاقه مند کنیم؟
عوامل موثر در اعتماد به نفس کودکان 
بالا